بدون عنوان
سلام به دختر ماهم .عزیزم ببخشید که نتونستم بیام . مامانی واسه عمه جونی یه مشکل پیش امده بود رفتیم گنبد کاووس،خیلی با عجله رفتیم و برگشتیم . کوچولوی خیلی خوبی بودی . ناز نازم با شانی رفتیم .با خاله عزی شانی برگشتیم . عموحمیدم کلیییییییییییییی خوشحال شد وقتی دیدت اخه نتونسته بود از نزدیک ببیندت الااااااااااااااااااااااهی حالا یه خبر خوووب دایی محمد خاله مینا دارن همین هفته به امید خدا عقد میکنن فکرکنم یک سال نامزد بودن به هم میان مببببببببببارکشون باشه هوراااااااااااا خوشبخت باشن ،،، دخترم حالا یکم برات از خودت بگم ماشاالله بزرگ شدی عزیزکم دستتو به مبل میگیری وایمیستی به کمک مبل ... یه کوچولو راه میری برای مامان نی ناش ناش میکنی بیشتر حرف میزنی بابا ماما دد به به یه شیرین کاریم میکنی با دهن نازت صدا میدی از همه صداشم بلندتره مامانی دیگه بدات بگم تا یه کوچولو میبینی سعی میکنی باهاش ارتباط برقرار کنی .وقتی به موهای نازت تل میزنم کلی ذوق میکنی هم با تل هم با کلاه عزیزمیییییییییییییییییییییییی حالا دیگه خزیدنتم درست شده خیلیم بدجنسی میکنییییییییییییی فدات شم 


بدون عنوان
